پدافند روایت؛ قدرت مطلق رسانه در هندسه نبردهای آینده ایران مجموعه رسا نه ای الفت ملت؛ رسانه، معماری امید و بازدارندگی ساختمحور مقدمه ریشهای؛ جنگ تغییر چهره داده است. امروز فریاد گلوله و انفجار موشک، تنها بخشی از میدان جنگ است؛ نبرد اصلی در اعماق ذهن و دل انسانها جریان دارد جایی که قدرت واقعی […]
پدافند روایت؛ قدرت مطلق رسانه در هندسه نبردهای آینده ایران
مجموعه رسا نه ای الفت ملت؛ رسانه، معماری امید و بازدارندگی ساختمحور
مقدمه ریشهای؛ جنگ تغییر چهره داده است.
امروز فریاد گلوله و انفجار موشک، تنها بخشی از میدان جنگ است؛ نبرد اصلی در اعماق ذهن و دل انسانها جریان دارد جایی که قدرت واقعی رسانه، مسیر جنگ و صلح را تعیین میکند. جنگ آینده، دیگر نبرد صرفا نظامی نیست؛ نبرد روایتهاست؛ جنگ تسخیر ذهنها، تعریف دوست و دشمن، بازتعریف شجاعت و وطندوستی، یا حتی اسطورهسازی و قهرمانزدایی از جامعه هدف. در این نبرد بیصدا اما سرنوشتساز، هر ابزاری از تلویزیون تا یک توییت ساده، قویترین آتش در میدان معنیآفرینی است. جنگهای سنتی، تلفات جانی و مادی مستقیم به همراه داشتند، اما جنگهای ادراکی و روایی، قادرند هویت، اراده ملی، انسجام اجتماعی و چشمانداز آینده یک ملت را مورد هدف قرار داده و نابود کنند. این تحول بنیادین، نیازمند بازنگری اساسی در مفاهیم دفاع و امنیت ملی است، جایی که دیپلماسی عمومی، عملیات روانی و جنگ اطلاعات، جایگزین یا مکمل ماشین جنگی کلاسیک میشوند. رسانه، نه تنها ابزار انتشار پیام، بلکه خود، حامل و شکلدهنده واقعیت در ذهن مخاطب است. در این پارادایم نوین، قدرت واقعی، در توانایی خلق، توزیع و تثبیت روایتهای غالب نهفته است، روایتی که میتواند افکار عمومی را بسیج کند، اراده دشمن را درهم بشکند و انسجام داخلی را تقویت نماید. ایران، به عنوان کشوری با موقعیت ژئوپلیتیکی خاص و مواجه با تهدیدات چندوجهی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند درک عمیق از این واقعیت نوظهور و تدوین استراتژیهای دفاعی و تهاجمی متناسب با آن است. رسانه، در این معادله، ابزار صرف نیست، بلکه خود، میدان نبرد، سلاح اصلی و حتی روح عملیات محسوب میشود. بنابراین، هرگونه غفلت از این پهنه نبرد، به معنای واگذاری ابتکار عمل به دشمن و پذیرش شکست در جبههای حیاتی است.
فصل اول: هندسه جنگهای نوین؛ از نبرد میدان تا اشغال ذهن
– انقلاب ادراکی
قدرت نظامی، زمانی معنادار است که در حافظه جمعی به عنوان پیروزی، حماسه یا شکست معنا شود. رسانه، پل انتقال این معانی به قلب جامعه است. امواج خبری، لحظهای میتوانند وحشت یا امید، ضعف یا اقتدار، عقیم بودن آینده یا تولد دوباره را بازتاب دهند. در جنگ اخیر، هر انفجار نظامی، چاشنی انفجار رسانهای داشت؛ هدف نه فقط زیرساختها، بلکه بنیان امید مردم ایران بود. این انقلاب ادراکی، پیامدهای عمیقتری از خسارات فیزیکی دارد. دشمنان ایران دریافتهاند که با صرف هزینههای گزاف برای تجهیزات نظامی، نمیتوانند بر اراده ملت ایران غلبه کنند؛ بنابراین، تمرکز خود را بر تسخیر فضای ذهنی و قلبی مردم قرار دادهاند. این انتقال تمرکز از میدان فیزیکی به میدان معنایی، نیازمند درک ابعاد جدیدی از جنگ است. پیروزی در میادین سنتی، بدون تثبیت آن در روایت ملی و تبدیل به یک حماسه قابل درک برای نسلها، صرفا یک موفقیت تاکتیکی محسوب میشود که میتواند به سرعت توسط روایتهای رقیب کمرنگ یا تحریف شود. رسانه، در این میان، نقشی حیاتی در “فریمبندی” وقایع ایفا میکند. چگونه یک حمله نظامی بازتاب داده شود، چه اطلاعاتی برجسته و چه اطلاعاتی پنهان گردد، و چه تفسیرهایی از وقایع ارائه شود، همگی توسط رسانه شکل میگیرد. این فرآیند، مستقیماً بر درک عمومی از قدرت، ضعف، مشروعیت و اهداف بازیگران جنگ تأثیر میگذارد. قدرت نظامی تنها در صورتی به “بازدارندگی” تبدیل میشود که این بازدارندگی به صورت مؤثر در ذهن مخاطبان داخلی و خارجی، چه رسانههای خودی و چه رسانههای دشمن، درک و پذیرفته شود. اگر رسانههای رقیب بتوانند تصویری از ضعف، انزوا یا ناکارآمدی ایران ارائه دهند، حتی قدرتمندترین توانمندیهای نظامی نیز نمیتوانند اثربخشی بازدارندگی خود را حفظ کنند.
– ابزارهای قدرتافزا
- شبکههای اجتماعی با ایجاد موجهای خودساخته و تقویت «فوبیای ایران» تلاش کردند فراتر از مرزهای جغرافیا، دیوار بیاعتمادی و ترس بسازند. این پلتفرمها با قدرت تکرار، بزرگنمایی و انتشار سریع اطلاعات (حتی غلط)، قادرند واقعیتهای میدانی را تحریف کرده و فضایی مبتنی بر ترس و وحشت ایجاد کنند. الگوریتمها، که برای جذب حداکثری مخاطب طراحی شدهاند، اغلب محتوای هیجانانگیز، احساسی و مناقشهبرانگیز را در اولویت قرار میدهند، که این خود به نفع روایتهای مخرب عمل میکند. تلویزیونهای ماهوارهای و رسانههای معاند روایت نقطهزن ارائه دادند: جای شهید و جلاد را عوض کردند و تصویر ایران قدرتمند را شکستخورده نشان دادند. این رسانهها با سالها سابقه فعالیت و تیمهای حرفهای تحلیل و تولید محتوا، توانستهاند به ابزاری قدرتمند برای جنگ ادراکی تبدیل شوند. آنها با تمرکز بر نقاط ضعف، برجستهسازی ناامیدیها و ایجاد شکافهای هویتی و اجتماعی، به دنبال تضعیف اراده ملی و ایجاد بیثباتی داخلی هستند. استفاده از تکنیکهای روانشناختی مانند “تکرار مداوم” و “یکسانسازی روایت” در رسانههای معاند، باعث میشود که حتی اطلاعات نادرست نیز در ذهن مخاطب به عنوان حقیقت جا بیفتد. اینجاست که هوشیاری ملی و چابکی روایتسازان ایرانی، حکم پدافند اولیه و قاطع را پیدا میکند. چابکی در واکنش، دقت در تحلیل، و خلاقیت در تولید محتوا، کلید مقابله با این ابزارهای قدرتمند دشمن است. بدون این آمادگی، هرگونه اقدام نظامی یا دیپلماتیک، در معرض تحریف و مصادره روایت قرار خواهد گرفت و تأثیرگذاری خود را از دست خواهد داد. این “پدافند روایت” نیازمند یک ساختار منسجم، با قابلیت واکنش سریع و درک عمیق از سازوکارهای رسانهای نوین است.
فصل دوم: رسانه؛ سپر، سلاح و میدان عملیات
– تعریف جدید از قدرت نرم
در هندسه نبرد مدرن، رسانه دیگر فقط ابزار توجیه یا پیوست عملیات نیست ـــ رسانه خود میدان نبرد و سلاح مادر است:
- خلق افکار عمومی: افکار عمومی جهانی، امروز نه فقط در سالن سازمان ملل بلکه در فضای پرهیاهوی شبکههای اجتماعی شکل میگیرد. توانایی بسیج افکار عمومی در سطح جهانی، یکی از مهمترین دستاوردهای قدرت رسانهای است. این توانمندی به یک ملت اجازه میدهد تا در مواجهه با فشارهای بینالمللی، مشروعیت و حمایت جامعه جهانی را کسب کند یا در صورت لزوم، مشروعیت اقدامات دشمن را زیر سوال ببرد. این امر فراتر از صرف اطلاعرسانی است؛ بلکه شامل هدایت احساسات، ایجاد همدردی و شکلدهی به اجماع در مورد مسائل کلیدی است.
- تثبیت امید یا یأس: آیندهسازی، محصول روایتهایی است که مردم به آن دل میبندند؛ اگر امید را رسانه خودی بنا کند، جنگ پیروز شده است. روایتهای امیدبخش، نه تنها بر روحیه مردم تأثیر میگذارند، بلکه انگیزهی مقاومت و تلاش را در برابر سختیها افزایش میدهند. این روایتها باید بر پایهی واقعیتها بنا شده باشند تا اعتبار خود را از دست ندهند. قدرت رسانه در انتقال حس امید، میتواند به سرمایهای اجتماعی تبدیل شود که در زمان بحران، ارزش خود را نمایان میسازد. از سوی دیگر، رسانههای دشمن با تزریق یأس و ناامیدی، به دنبال فلج کردن اراده جامعه هستند.
- اقتدار ملی در عصر روایت: اعتبار و اقتدار ملی امروز در مرز کلمات و تصویرها شکل میگیرد؛ هر تفسیر، شخصیت ملی ماست. نحوه نمایش توانمندیهای نظامی، دستاوردهای علمی، پیشرفتهای اقتصادی و حتی تاریخ و فرهنگ یک ملت، همگی در قاب رسانه شکل میگیرد. این تصویر رسانهای، همان “شخصیت ملی” است که در عرصه بینالمللی بازتاب مییابد. اگر این تصویر خدشهدار شود، اقتدار ملی نیز زیر سوال میرود. ایجاد یک روایت مستمر و قدرتمند از اقتدار ملی، نیازمند یک استراتژی رسانهای جامع و هماهنگ است که تمام لایههای جامعه را در بر گیرد.
– دشمن چگونه ضربه میزند؟
جنگ روایت دشمن، فراتر از تیترها و هشتگها، پروژهای چندلایه، پیوسته و آیندهنگر است. دشمن با کمترین هزینه، بیشترین تلفات روانی و اجتماعی را رقم میزند:
- سانسور موفقیتهای ایران/بزرگنمایی نقاط ضعف: یکی از روشهای اصلی دشمن، نادیده گرفتن دستاوردهای ایران و در مقابل، برجستهسازی و بزرگنمایی هرگونه مشکل یا نقطه ضعف است. این رویکرد دوگانه، تصویری وارونه از واقعیت ارائه میدهد و تواناییهای ایران را کوچک و مشکلاتش را غیرقابل حل نشان میدهد.
- ساخت روایات جانشین و موازی؛ تولید شبهقهرمان و کنشگرِ مخالف ملی: دشمن سعی میکند با معرفی چهرههای جایگزین، روایتهای موازی و حتی “قهرمانان” ساختگی که در مقابل گفتمان ملی قرار میگیرند، شکافهای اجتماعی را تشدید کرده و مشروعیت گفتمان رسمی را تضعیف کند. این تاکتیک، با هدف ایجاد تفرقه و انحراف اذهان عمومی صورت میگیرد.
- شکلدهی گسستهای قومی-مذهبی با داستانسراییهای هدفمند: با بهرهگیری از ابزارهای رسانهای، دشمن به دنبال دامن زدن به اختلافات قومی، مذهبی و فرهنگی در ایران است. از طریق انتشار داستانهای تحریکآمیز و اطلاعات گزینشی، تلاش میشود تا حس تبعیض، نارضایتی و جداییطلبی تقویت شود.
- تسلط بر طراحی عملیات روانی و سوادسازی رسانهای به نفع خود: دشمنان ایران در زمینه طراحی عملیات روانی، تواناییهای قابل توجهی دارند. آنها از تکنیکهای پیشرفته رسانهای برای دستکاری ادراک، شکلدهی به افکار عمومی و ایجاد گسست در باورهای ملی استفاده میکنند. آموزش سواد رسانهای به مخاطبان، به منظور شناسایی این ترفندها، امری حیاتی است.
فصل سوم: راهبرد روایی ایران؛ معمار امید و امنیت
– ضرورت “پدافند روایت“
مرزهای پدافند کشور امروز در گوشه تحریریهها، اتاق خبرها و جلسات مدیریت شبکههای اجتماعی ترسیم میشود؛ هر ایرانی باید ابزار روایت را بشناسد و مستعد مقابله باشد. تجربه جنگ آینده آموخت:
- تاخیر در روایت، زیان سنگینتری از هر شکست نظامی دارد؛ در دنیای رسانهای امروز که سرعت حرف اول را میزند، هر دقیقه تاخیر در ارائه روایت صحیح، به معنای تثبیت روایت نادرست و تحریف شده دشمن است. این تاخیر میتواند ضربهای جبرانناپذیر به اعتماد عمومی و انسجام ملی وارد کند.
- سکوت و آرامش رسانه، به معنای دعوت دشمن به تدوین تصویر تحریفشده از ایران است؛ سکوت در برابر روایتسازی دشمن، فضای خالی ایجاد میکند که دشمن با تمام قوا در آن پیشروی میکند. این سکوت، در حقیقت تسلیم در برابر هژمونی رسانهای دشمن تلقی میشود.
- کنشگریِ فعال رسانهای یعنی “آفند شناختی”؛ یعنی حمله به باور دشمن با حقیقت و امید. پدافند روایت تنها به معنای دفاع در برابر حملات دشمن نیست، بلکه به معنای فعالانه در میدان نبرد روایت حاضر شدن و با تکیه بر حقیقت، امید و منطق، به دشمن حمله کردن است. این رویکرد آفندی، قدرت بازدارندگی را به شکل چشمگیری افزایش میدهد.
– پیشنهاد عملیاتی
- رسانه ملی به باشگاه روایتگران حرفهای تبدیل شود: هر خبرنگار یک فرمانده جنگ نرم؛ هر خبر، یک جبهه پدافند. این بدان معناست که تمامی کارکنان رسانهای باید آموزشهای تخصصی لازم را در زمینه جنگ روایت، عملیات روانی و سواد رسانهای ببینند و وظیفه خود را به عنوان مدافعان سنگرهای رسانهای درک کنند. باید فرهنگ مسئولیتپذیری و ابتکار عمل در این بخش تقویت شود.
- هوشمندسازی تولید محتوا: از دادهکاوی تا تولید روایت و روایتگری چندرسانهای و ترجمه به زبان جهانی. استفاده از هوش مصنوعی، تحلیل کلان دادهها و شناخت مخاطب، میتواند به تولید محتوایی تأثیرگذارتر، هدفمندتر و قابل فهم برای طیف وسیعی از مخاطبان داخلی و بینالمللی منجر شود. روایتها باید علاوه بر محتوای غنی، از فرمتهای جذاب و چندرسانهای نیز برخوردار باشند و به زبانهای مختلف ترجمه شوند تا دسترسی جهانی داشته باشند.
- باشگاه روایت ملی: شبکهای چابک و مردمی برای ترویج و تثبیت روایتهای درست در اجتماع و جهان. این باشگاه میتواند با مشارکت نخبگان، سلبریتیها، فعالان فرهنگی و اجتماعی و عموم مردم، فضایی را برای تولید، بازنشر و تقویت روایتهای مثبت و امیدبخش از ایران ایجاد کند. این تشکیلات باید به صورت داوطلبانه و با حمایتهای ساختاری، روایتهای مردمی را جمعآوری و تقویت کند.
- آموزش سواد روایت به اقشار مختلف از دبستان تا مدیریت کلان: سواد روایت، شامل توانایی تحلیل، تشخیص و تولید روایتهای معتبر است. این آموزش باید به عنوان یک مهارت پایه، از سنین پایین در نظام آموزشی گنجانده شود و در تمام سطوح جامعه، از مدیران دولتی تا عموم شهروندان، ترویج یابد تا همگان در برابر روایتهای جعلی مقاوم شوند.
- دفاع بازدارنده و آفند سریع نسبت به موجهای رسانهای؛ نه فقط دفاع، بلکه حتی حمله به روایتسازی دشمن. این بدان معناست که باید سازوکارهای واکنش سریع برای مقابله با موجهای اطلاعاتی یا روایی مخرب دشمن ایجاد شود و در عین حال، باید از ظرفیتهای تهاجمی برای خنثیسازی روایتهای دشمن و معرفی واقعیتها بهره برد. این رویکرد “حمله پیشگیرانه روایی” نامیده میشود.
فصل چهارم: نقش استراتژیک شبکههای اجتماعی در جنگ آینده ایران
۱. شبکههای اجتماعی؛ پلی به قلب و ذهن مردم
امروز تلگرامها، اکسها (توییتر)، اینستاگرامها و حتی پلتفرمهای بومی، میدانهایی مواج برای شکلدادن احساس و ادراکآفرینیاند. خط جبهه از کاخهای شیشهای خبرگزاریها به تلفنهای همراه و کف اتاق نوجوانان و جوانان آمده است. این تحول عظیم، نمایانگر جابجایی مرکز ثقل نبرد رسانهای است. دیگر رسانههای سنتی، به تنهایی قادر به شکلدهی به افکار عمومی نیستند. موبایلها، به عنوان امتداد فیزیکی و ذهنی افراد، به ابزاری قدرتمند برای دریافت و ارسال پیام تبدیل شدهاند. این نزدیکی و دسترسی مداوم، اهمیت شبکههای اجتماعی را در جنگ آینده دوچندان میکند. هر کاربر یک رسانه کوچک محسوب میشود و میتواند در انتشار یا مقابله با روایتها نقش ایفا کند. این پدیده، هم فرصت است و هم تهدید؛ فرصت برای اتصال مستقیم با مردم و همسو کردن آنها، و تهدید از جانب انتشار سریع اطلاعات نادرست و تفرقهانگیز.
۲. میدانهایی برای نبرد هوش مصنوعی و حقیقت
الگوریتمها همانقدر که خبر و امید را وایرال میکنند، توان تقویت سیاهنمایی، شایعهسازی یا عقبنشینی روانی را نیز دارا هستند. فرماندهی روایت امروز یعنی:
- تحلیل رفتار مخاطب آنلاین: درک عمیق از نحوه تعامل کاربران با محتوا، علایق آنها، و کانالهای ارتباطی مؤثر، برای تولید روایتهای هدفمند ضروری است. این تحلیلها باید به صورت مستمر و با استفاده از ابزارهای پیشرفته صورت گیرد.
- تولید روایت شفاف، باورپذیر، مستند و احساسی: روایتها باید بر پایهی حقایق استوار باشند، به گونهای که مخاطب به سادگی آنها را بپذیرد. ترکیب اطلاعات مستند با بیان احساسی و همدلانه، تأثیرگذاری روایت را چندین برابر میکند.
- مقابله با موجسازی، فیکنیوز و حملات سایبری: ایجاد سیستمهای هشدار سریع و توانایی واکنش به موقع در برابر انتشار اخبار جعلی، شایعات و حملات سایبری که با هدف تخریب روایت ملی صورت میگیرد، از اولویتهای اصلی است.
- هشتگسازی هدفمند بومی و جهانی: استفاده هوشمندانه از هشتگها برای برجسته کردن روایتهای خاص، ایجاد کمپینهای رسانهای و جهتدهی به بحثهای عمومی، یکی از ابزارهای کلیدی در شبکههای اجتماعی است.
۳. مثال عملی: نبرد ۱۲ روزه و ظرفیت سوشال
همزمان با بحران اخیر، اولین واکنش\ها در شبکههای اجتماعی رخ داد؛ هیجان واقعی، امید، شوخی، ترس، تحلیل و حتی روایت قهرمانی رسانهای، ساعتها پیش از تلویزیون رخ نمود. هر پست یک کاربر، مهرهای از زنجیره پدافند بود. این مثال نشان میدهد که چگونه شبکههای اجتماعی میتوانند به سرعت و قبل از رسانههای رسمی، شکلدهنده واقعیت ادراکی باشند. در این شرایط، رسانه ملی و رسمی باید بتواند با رصد فعالانه این فضاها، ضمن حفظ اعتبار، روایتهای مردمی را جمعآوری، تأیید و تقویت کند و همچنین با تولید محتوای متناسب با زبان و فرمت این پلتفرمها، در این میدان حضور فعال داشته باشد. این “همافزایی رسانهای” قدرت بازدارندگی را افزایش میدهد.
۴. چالشها و فرصتهای شبکههای اجتماعی برای ایران
- چالش: تخریب شخصیتها، مهندسی فضای یأس، حمله سایبری گسترده و گاهی خودتخریبی با قطع یا محدودسازی دسترسی. این چالشها نیازمند رویکردی چندبعدی است که شامل تقویت سواد رسانهای، ایجاد زیرساختهای امن و پایدار و تدوین پروتکلهای واکنش سریع باشد.
- فرصت: حضور فعال، هوشمندسازی روایت بومی، برندسازی امید و پیوند شبکههای اجتماعی با رسانههای ملی و محلی. این فرصتها با سرمایهگذاری بر روی استعدادهای داخلی، استفاده از فناوریهای نوین و ایجاد همافزایی بین تمام عناصر رسانهای کشور قابل دستیابی است.
- راهکار: اتاق فکر واکنش سریع، آموزش روایتگری دیجیتال، راهاندازی شبکه روایتگران امید و برنامههای حمایتی برای روایتهای پیروزی و حقیقت در بستر دیجیتال. این راهکارها باید به صورت مدون و با برنامهریزی بلندمدت اجرا شوند تا اثربخشی لازم را داشته باشند.
فصل پنجم: سناریوهای شکست سکوت روایت؛ آفند فعال و پدافند هوشمند
۱. سکوت روایت؛ بستر اشغال ذهنی
نبود روایت، میدان را تقدیم دشمن میکند. هر لحظه که رسانه ملی، خبرنگار محلی یا حتی یک کاربر ساکت بماند، رقیب یا دشمن با روایتی سفارشی، واقعیت را مصادره میکند. سکوت در فضای رسانهای، همانند خالی گذاشتن سنگر در میدان نبرد فیزیکی است. این فضای خالی به سرعت توسط روایتهای رقیب پر میشود، روایاتی که معمولاً با هدف تخریب و تضعیف طراحی شدهاند. در چنین شرایطی، حتی اگر ایران دستاوردهای بزرگی نیز داشته باشد، در غیاب روایتگری فعال، این دستاوردها یا دیده نمیشوند یا به شکلی تحریف شده به مخاطب عرضه میگردند. این وضعیت، عملاً به دشمن اجازه میدهد تا روایت غالب را در افکار عمومی شکل دهد و جایگاه ایران را در عرصه بینالمللی و داخلی مخدوش سازد. بنابراین، ضرورت “روایتگری فعال” از هر زمان دیگری بیشتر است.
۲. سناریوهای شکست سکوت روایت
- سناریوی اول: واکنش دیرهنگام روایت دشمن با سرعت، دقت و هماهنگی منتشر میشود، اما روایت ایرانی دیر، شعارزده یا بدون شواخذ کافی وارد صحنه میشود. اثر: تثبیت تصویر دشمن و عقبماندگی جبرانناپذیر ادراکی. وقتی روایتِ اشغالگر، پیش از روایتِ مدافع وارد صحنه میشود، بخش قابل توجهی از ذهن مخاطب تسخیر شده است و حتی با ارائه حقیقت، اثربخشی آن کاهش مییابد. این تأخیر میتواند ناشی از بوروکراسی، فقدان اطلاعات یا عدم آمادگی تیمهای رسانهای باشد.
- سناریوی دوم: روایت ناقص و گسسته اطلاعات قطعه قطعه، بدون روایت واحد یا پیام یکپارچه منتشر میشود. نتیجه: افزایش بیاعتمادی و مراجعه مردم به منابع غیرایرانی. زمانی که روایتهای مختلف و گاه متناقضی از سوی منابع رسمی منتشر میشود، یا زمانی که روایتها ارتباط منطقی با یکدیگر ندارند، مخاطب دچار سردرگمی شده و به منابع جایگزین، که اغلب ضدایران هستند، روی میآورد. این پراکندگی اطلاعات، مانع از شکلگیری یک تصویر منسجم و قوی از واقعیت میشود.
- سناریوی سوم: واگذاری روایت به شایعهها و رسانههای چریکی دشمن غیبت روایت ملی، باعث تولید انبوه شایعه و توهم و شوک روانی میشود. وقتی رسانههای رسمی وظیفه خود را به درستی انجام ندهند، خلأ اطلاعاتی ایجاد شده با شایعات، اطلاعات غلط و روایتهای بیاساس پر میشود. این شایعات که اغلب با هدف ایجاد ترس، وحشت و بیثباتی طراحی شدهاند، میتوانند به سرعت در جامعه منتشر شده و اثرات مخربی به جا بگذارند.
- سناریوی چهارم: حذف قهرمان و محورهای هویتی اگر روایت مردمی، قهرمانی و مقاومت بهدرستی پرداخت نشود، آرمانها ضعیف میشود و ساخت امید ملی آسیب میبیند. هویت ملی و انسجام اجتماعی بر پایهی مفاهیم و شخصیتهای مشترک بنا شده است. اگر این محورها در روایتهای رسانهای نادیده گرفته شوند یا تحریف گردند، انسجام ملی تضعیف شده و حس تعلق و امید در جامعه کمرنگ میشود.
۳. کلید بقای ایران؛ آفند روایی فعال
- انعکاس سریع روایت با زبان روز و فنون چندرسانهای: ارائه سریع و جذاب روایتها، با استفاده از قالبهای بصری، صوتی و نوشتاری که با زبان روز مخاطب همخوانی دارد، امری ضروری است.
- مستندسازی و نشان دادن واقعیتهای میدان بهصورت آنلاین: شفافیت و صداقت در ارائه مستندات و شواهد، اعتبار روایت ملی را افزایش میدهد. نمایش واقعیتهای میدان، نه فقط در قالب خبر، بلکه در قالب مستند، مصاحبه و گزارشهای میدانی.
- توانمندسازی خبرنگار-رزمنده و روایتگر محلی: تربیت خبرنگارانی که هم در حوزه رسانه تخصص دارند و هم با روحیه دفاع از روایت ملی آشنا هستند، و همچنین توانمندسازی روایتگران محلی که در بطن جامعه حضور دارند، میتواند پایههای پدافند روایت را تقویت کند.
- ساخت تیمهای روایت-پاسخ سریع (Response Team): تشکیل تیمهایی که بتوانند به سرعت به اخبار و روایتهای مخرب واکنش نشان داده و پاسخ مناسب را ارائه دهند، از اهمیت حیاتی برخوردار است.
- ژرفسازی روایتها با تزریق امید و اعتبار ملی: روایتها نباید سطحی باشند، بلکه باید بتوانند عمق باورهای ملی، ارزشهای انقلابی و روحیه مقاومت را در مخاطب زنده کنند و اعتبار ملی را ارتقا دهند.
۴. دکترین پدافند روایت «الفت ملت»
- رسانه نه تنها باید صدا و تصویر حقیقت باشد، بلکه باید شکارچی روایتهای جعلی و ناشیانه نیز باشد.
- واکنش سریع، هماهنگ و مردمی به شایعات و اخبار ساختگی.
- الگوسازی، مستندسازی و برندسازی روایت پیروزی، حقیقت و امید.
- تبدیل هر بحران رسانهای به فرصت اثبات اقتدار ایران و هویتبخشی به مخاطب جدید.
نتیجهگیری
آن چه «مجموعه رسانه ای الفت ملت» مرجعیت خود میداند، هدایت این نبرد روایت است؛ نه فقط به عنوان پیامرسان ملی، بلکه معمار سنگرهای رسانهای امید، حقیقت و اعتماد. روایت، توانایی نهفته در انسانها برای خلق معنا و شکل دادن به درک و باور است. در عصر حاضر، این توانایی به قدرتمندترین ابزار شکلدهی به واقعیت در اذهان تبدیل شده است. ایران در این نبرد روایی، نه تنها نیازمند دفاع از خود، بلکه نیازمند بازسازی و تقویت روایت ملی خویش است. این بازسازی باید بر پایهی حقیقت، امید و اعتماد صورت گیرد تا بتواند در برابر امواج مخرب روایتهای دشمن مقاومت کند و افکار عمومی را به سوی آیندهای روشن رهنمون سازد. “الفت ملت” در این مسیر، نقشی محوری ایفا خواهد کرد؛ نقشی فراتر از یک رسانه صرف، بلکه به عنوان یک معمار استراتژیک در ساخت سنگرهای رسانهای که از ملت در برابر تهدیدات ادراکی محافظت میکنند و در عین حال، بستری برای رشد و شکوفایی امید و اعتماد فراهم میآورند.
روایت، تسلیحات آینده ایران؛ روایت ایران، بانی فردای امن و پیشرفته ملت است. آینده ایران، در گرو توانایی ما در شکلدهی به روایتهای مؤثر و مقاومت در برابر روایتهای مخرب است. روایتگری، نه یک فعالیت جانبی، بلکه یک ضرورت حیاتی برای حفظ تمامیت ارضی، امنیت ملی و هویت فرهنگی ایران در قرن بیست و یکم است. این امر نیازمند سرمایهگذاری عظیم بر روی نیروی انسانی، فناوری و سازماندهی است.
عیسی نیسی روزنامه نگار / مدیر مسئول مجموعه رسانه ای الفت ملت
- نویسنده : عیسی نیسی
- منبع خبر : https://olfatmellat.ir/?p=802


































